بیوگرافی مهوش صبرکن | بلاگ

بیوگرافی مهوش صبرکن

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

بیوگرافی مهوش صبرکن

بیوگرافی مهوش صبرکن

مهوش صبرکن (زاده ۱۳۳۹ در شیراز) بازیگر اهل ایران است.

 زمینه فعالیت : تئاتر، سینما و تلویزیون

تولد : ۱۶ خرداد ۱۳۳۹ شیراز

ملیت : ایرانی

پیشه : بازیگر

سال‌های فعالیت : ۱۳۵۶-اکنون

همسر(ها) : محمود پاک‌نیت

فرزندان : مسعود - مهرداد

سینما

  • زیباتر از زندگی (۱۳۹۰)
  • زمهریر (۱۳۸۸)
  • یوسف پیامبر (۱۳۸۶)
  • جای او دیگر خالی نیست (۱۳۸۴)
  • فرستاده (۱۳۸۱ جواد شمقدری)
  • صنوبر (فیلم) (۱۳۸۰)
  • غزال (فیلم) (۱۳۷۴ به کارگردانی مجتبی راعی)
  • در مسیر تندباد (۱۳۶۷ مجید جعفری‌جوزانی)
  • گشتی‌ها (۱۳۶۵ مرادی)
  • تشریفات (۱۳۶۴ مهدی فخیم‌زاده)
  • نشانه (۱۳۵۶ احمد هاشمی)

مجموعه تلویزیونی

  • دیروز، امروز، فردا (۱۳۵۷ قاسم پورشکیبایی)
  • عروسک‌گردانی در سریال "اچی مچی (۱۳۵۸ مهدی فقیه)
  • درخت نارنج (۱۳۶۳ مجید افشاریان)
  • بهار بود و تو بودی (۱۳۶۵ مجید افشاریان)
  • گل اومد بهار اومد (۱۳۷۲ علی روئین‌تن)
  • پس از باران(۱۳۷۸ سعید سلطانی)
  • سیب ترش (۱۳۸۱–۱۳۸۰ خسرو معصومی) شبکه ۲
  • جوانی (۱۳۸۰ سعید سلطانی)
  • خاکستر خورشید (۱۳۸۱ معصومی)
  • چای قند پهلو (۱۳۸۱ ناصر هدایتی)
  • بی‌بی‌گل (۱۳۸۱ قاسمی)
  • خانه‌ای در تاریکی (۱۳۸۵ سعید سلطانی)
  • روزگار خوش حبیب آقا (۱۳۸۶ مهدی قاسمی)
  • ترمه (۱۳۸۶ خلجی)
  • پریدخت (۱۳۸۶ سامان مقدم)
  • یوسف و زلیخا (۱۳۸۶ فرج‌الله سلحشور)
  • روشن‌تر از خاموشی
  • کهنه‌سوار (خواجویی)
  • صنوبر (سال‌های دور از خانه)"
  • خاطرات مرد ناتمام
  • فردا دیر است (۱۳۷۶–۱۳۷۷ حسن فتحی) شبکه ۳
  • پنجمین خورشید
  • رسم شیدایی
  • بگذار آفتاب برآید
  • یک خانه همسفر
  • یوسف پیامبر
  • پشت کوه‌های بلند

تله‌تئاتر

  • "امشب باید بروم (۱۳۷۲ علی روئین‌تن)
  • "دکتر چنوک (۱۳۸۱ احمد سپاسدار)

تله‌فیلم

  • "پرواز (۱۳۷۶ مهرداد خوشبخت)
  • "فالگیر (۱۳۷۹ راست‌گفتار)
  • "شاید رسیده باشی (۱۳۸۶ آهنج)
  • "ابی سی دی (۱۳۸۶ درمنش)

نمایش

  • عروسکی "ماهی سیاه کوچولو (ناصر عدلو) ۱۳۵۴
  • شاتره (مجید افشاریان) ۱۳۵۶
  • از ما بهترون (اسماعیل پیمان) ۱۳۵۶
  • ابوذر (مجید افشاریان) ۱۳۵۸
  • عروسک‌گردانی در نمایش عروسکی"اچی مچی (مهدی فقیه) ۱۳۵۸
  • عروسکی"پسرک چشم آبی (محمود پاک‌نیت) ۱۳۵۸
  • سلمون کره شعبون کره (محمود پاک‌نیت) ۱۳۵۹

نمایش عروسکی"شیر و انسان (محمود پاک‌نیت"- ۱۳۵۹

  • ابراهیم (قاسم پورشکیبای) ۱۳۶۲
  • عروسکی"سلمون کره و شعبون کره (محمود پاک‌نیت) ۱۳۶۴
  • پاندوراً (رزاقی) ۱۳۶۶
  • آرمون (مجید افشاریان) ۱۳۶۷
  • فانوس دریایی (اسد زارع) ۱۳۶۹
  • عروسکی "به دنبال قلک (- ۱۳۷۰
  • کلاغ (محمود پاک‌نیت) ۱۳۶۵
  • امشب باید بروم (علی روئین‌تن)۱۳۷۲

جوایز

  • جایزه اول بازیگری برای نمایش «کلاغ»، جشنواره زاهدان؛ ۱۳۶۵
  • جایزه اول بازیگری برای نمایش «آرمون»، جشنواره فجر؛ ۱۳۶۷
  • جایزه اول بازیگری برای نمایش «امشب باید بروم»، جشنواره فجر؛ ۱۳۷۲

 

بیوگرافی محمود پاک نیت

محمود پاک‌ نیت متولد ۱۰ دی ۱۳۳۱ در کازرون، بازیگر است

او کارش را از سال ۱۳۴۸ در تئاتر شروع کرد سپس در سال ۱۳۵۲ بعنوان کارمند اداره کل فرهگ و هنر مشغول بکار شد، از سال ۱۳۶۷ بازیگری رو بصورت حرفه ای پیش گرفت و با سریال روزی روزگاری به محبوبیت دست پیدا کرد، او نقش های بیاد ماندنی در پدرسالار و پس از باران ایفا کرد و در سریال یوسف پیامبر نیز نقش حضرت یعقوب را بازی کرد

نحوی آشنایی و ازدواج مهوش صبرکن با محمود پاک نیت

پاک‌ نیت : سال ۵۶ در تئاتری به نام شاتره با خانمم آشنا شدم، شاتره گیاهی است که برای بیماران گرمازده بسیار مفید است و دمای بدن آنها را پایین می‌آورد من و همسرم آنجا با هم، همبازی بودیم من نقش پسر کارگر را بازی می‌کردم و همسرم نقش شازده خانم رو … تو همون تئاتر بود که یک دل، نه صددل عاشق ایشان شدم و بعد از دوسال هم ایشان جواب مثبت به ما دادند و ما زندگی مشترک‌مان را شروع کردیم.

 

مهوش صبرکن : در سال ۱۳۵۶ که سال آخر دبیرستان را می گذراندم و تازه فعالیتم را در این حرفه آغاز کرده بودم (۱۸ سالم بود)، در تئاتر «شاتره» نقش مقابل «محمود پاک نیت» را بازی کردم و همین تئاتر سبب آشنایی و ایجاد علاقه شد و در سال ۱۳۵۸ با هم ازدواج کردیم

 

دو پسر بنام مسعود و مهرداد که هردو +۳۰ سال دارند

 

بازی زیبای او در سریال پس از باران در اذهان مانده است. مهوش صبرکن متولد 1339 در شیراز و همسر محمود پاک‌نیت بازیگر سینما و تلویزیون است.او فعالیت حرفه‌ای خود را از سال 1356 با تئاتر شروع و سال‌ها تلاش کرده است تا به جایگاهی واقعی در این عرصه برسد. صبرکن در مجموعه‌های مختلفی همچون «پس از باران»، «خانه‌ای در تاریکی»، «شب می‌گذرد» و «یوسف پیامبر(ع)» نقش‌آفرینی کرده است. او این روزها درمجموعه‌ای به نام اوسنه پادشاهی به کارگردانی و نویسندگی امرالله احمدجو مشغول بازی است.

 

تلخ‌ترین حادثه این بازیگر به 6 ـ 5 سال پیش برمی‌گردد، زمانی که در تعطیلات نوروز همراه خانواده‌اش به شیراز می‌رفت و در حال آمادگی مقدمات ازدواج پسرش بود. می‌گوید: برای دید و بازدید عید و دیدن اقوام پاک‌نیت به کازرون رفته بودیم و قرار بود عصر روز سوم عید بله برون پسرم در شیراز باشد.ما صبح روز سوم فروردین با ماشین خودمان به سمت شیراز راه افتادیم. در مسیر کازرون به شیراز با یک ماشین پژوی 405 مشکی رنگ که هیچ تفاوتی با ماشین ما نداشت شاخ به شاخ شدیم.حادثه خیلی تلخی بود و در عین حال خیلی عجیب چون هردو ماشین به یک شکل و به یک رنگ بودند و هر دو صفر کیلومتر بودند و حتی روکش آنها باز نشده بود.

 

پسرم و همسرم جلو نشسته بودند و من پشت ماشین، خدا خیلی به ما رحم کرد چون تصادف خیلی شدید بود ولی کسی آسیب جدی ندید.البته بخاطر شدت تصادف و ضربه‌ای که فرمان ماشین به سینه پاک نیت وارد کرده بود تا مدت‌ها سینه‌اش درد می‌کرد و باعث ناراحتی او می‌شد و من هم که پشت نشسته بودم سرم به صندلی خورده و دقیقا 3ـ2 میلی‌متر بالای ابرویم پاره شد. خلاصه باهر مشکلی بود من را به بیمارستان منتقل کردند و به پیشانی‌ام بخیه زدند.

 

اتفاقا من آن زمان قرار بود سریالی را بازی کنم به کارگردانی احمد خواجو که نقش کولی را داشتم و خیلی نگران بودم که جای زخم در صورتم معلوم باشد ولی چون نقش کولی را بازی می‌کردم مجبور بودم سربند ببندم که روی زخمم را می‌گرفت.«مهوش صبرکن» و «محمود پاک‌نیت» زوج هنرمندی هستند که در کنار هنر بازیگری به هنر آشپزی هم توجه ویژه‌ای دارند. به همین بهانه سری به این زوج هنرمند زدیم تا با آنها گپی دوستانه داشته باشیم:

 

مهوش صبرکن: به نظر من بهترین آشپزهای دنیا مردان هستند. این یک امر خدادادی است که کار آقایان بهتر باشد. من برش‌کارهای مرد را بیشتر می‌پسندم یا جراح مرد را بیشتر قبول دارم.

 

 • وقتی به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم بوی عید و نوروز به مشام می‌رسد شما در این ایام چه احساسی دارید؟

ـ مهوش صبرکن: من در این سن و سال هنوز همان احساس دوران جوانی و نوجوانی را دارم. یادش به خیر! در ایام کودکی عید نوروز بهانه‌ای بود تا به مادرم کمک کنم. الآن هم اصلاً نمی‌توانم نسبت به این روزها بی‌تفاوت باشم.ـ محمود پاک‌نیت: من هم از اینکه یک‌سال را با سلامتی پشت سر گذاشتم، خوشحالم. ضمناً نوروز پر است از طراوت و تازگی چون  همه چیز را دگرگون می‌کند.

 

• معمولاً در نوروز چه غذاهایی را درست می‌کنید؟

ـ مهوش صبرکن: معمولاً موقع سال تحویل منزل مادرم جمع می‌شویم ولی مثل شب یلدا نیست که حتماً سبزی‌پلو با ماهی داشته باشیم. برایمان غذا فرقی نمی‌کند.

 

ـ محمود پاک‌نیت: بله همان‌طور که گفتند، غذای خاصی را مخصوص نوروز درست نمی‌کنیم ولی شیرینی‌های خاصی هست که حتماً تهیه می‌کنیم.

 

• شما اهل شیراز هستید! لابد شیرینی‌های سنتی شیراز را می‌گویید! آنها را درست می‌کنید یا از قنادی می‌خرید؟

ـ مهوش صبرکن: درست است، شیرینی‌های خاصی داریم، مثلاً‌ در شیراز خانواده‌های سنتی بعضی مواقع شیرینی‌های عروسی بچه‌هایشان را در منزل می‌پزند.

 

قبل از عید «سمنوپزان» را داریم، سمنوهای شیراز بی‌نظیر است، کلوچه مسقطی که بسیار لذیذ است و در شیراز نزدیک عید به سختی گیر می‌آید، نان «یوخه» شیراز و «مسقطی زرد» و «حلوای زرد» که مخصوص شیراز است و قدیمی‌ها به آن «حلوا کاسه» می‌گفتند. چون در آن زمان‌ها رسم بود که در همه سفره‌های نذری یا غیره جلوی هر شخص یک کاسه از آن می‌گذاشتند. البته سعی می‌کنیم هر کدام از اینها را که امکانش بود تهیه کنیم.

 

ـ محمود پاک‌نیت: من هم اضافه کنم که «رنگینک» و «کلوچه نخود» هم هست که معمولاً‌ خانم‌ها داخل خانه درست می‌کنند.

• برای عزیزترین میهمانتان چی درست می‌کنید؟

ـ مهوش صبرکن: همه میهمان‌ها برای من عزیزند، فرقی نمی‌کند. اگر تازه با آنها آشنا شده باشم، معمولاً غذای خاص شیرازی مثل کلم‌پلو درست می‌کنم یا ماهی‌های جنوب به صورت شکم‌گرفته یا مرغ شکم‌گرفته یا شکرپلو شیرازی تهیه می‌کنم.

 

تا به حال یاد ندارم که به میهمانم قورمه‌سبزی یا چیزهایی که در اغلب خانه‌ها پخته می‌شود داده باشم. در قدیم رسم بود که در مجالس عروسی حتماً شکرپلو سرو می‌شد و هنوز این رسم در خیلی از خانواده‌ها ادامه دارد.

 

ـ محمود پاک‌نیت: معمولاً شیرازی‌ها لوبیاپلو یا همان «شوید لوبیا با مرغ یا ماهی» درست می‌کنند. (البته با لوبیا چشم بلبلی)

 

• درست کردن این غذاهایی که گفتید باید خیلی سخت باشد، فکر می‌کنید هر کسی می‌تواند با آموزش آن را درست کند یا باید آشپزی در خون آدم باشد؟

ـ مهوش صبرکن: مسلماً آشپزی امری آموختنی است، ژن در امر آشپزی هیچ تأثیری ندارد. آشپزی استعداد و علاقه است. بچه‌ها از سن کم، بزرگ‌ترها خصوصاً مادر را در حال آشپزی می‌بینند و می‌آموزند. همان‌طور که ما این تجربه را در خانواده‌ داریم، پسرهای من چون همیشه در این مسایل دخیل بودند، خیلی خوب از پس آشپزی برمی‌آیند و حتی بعضی وقت‌ها غذاها را بهتر از خانم‌هایشان درست می‌کنند.

 

ـ محمود پاک‌نیت: به نظر من هم، همه جوره می‌تواند باشد. یکی آشپزی را دوست دارد، یکی آشپزی را با ظرافت انجام می‌دهد و یکی دیگر به صورت درهم هر کاری که بخواهد انجام می‌دهد و یکی هم به صورت آموزشی کار می‌کند. به‌هر حال هر سه نوع آن در آشپزی مؤثر است و بر روی آشپزی تأثیر می‌گذارد.

 

• فکر می‌کنید آشپزی هنر است و اگر هنر است، چه هنری؟

ـ مهوش صبرکن: بله هنر است و به نظر من هنر آشپزی، هنری جداگانه است و ربطی به بقیه هنرها مثل موسیقی یا نقاشی ندارد. شاید یک نقاش نتواند آشپز خوبی باشد برای مثال پسر من آشپز خوبی است ولی حتی در دوران دبستان هم نقاشی بلد نبود. در حالی‌که سایر هنرها می‌توانند به هم کمک کنند.

 

ـ محمود پاک‌نیت: من هم قبول دارم. آشپزی یک هنر است و کسی که آشپزی بلد باشد می‌تواند به خودش افتخار کند که این هنر را هم مانند سایر هنرها مثل خیاطی، گلدوزی، گلسازی، بازیگری، نویسندگی و خیلی از هنرهای دیگه بلد است.

 

• با این صحبت‌ها تعریفتان از هنر آشپزی چیست؟

ـ مهوش صبرکن: آشپزی هنری بسیار دوست‌داشتنی، سرگرم‌کننده، لذت‌بخش و کمک‌دهنده زندگی است. چون به‌هر حال انسان‌ها نصف بیشتر زندگی خود را برای تهیه چیزی برای خوردن می‌گذرانند و تولید یک خوراک باعث نشاط می‌شود و بعد از خوردن غذا با بچه‌ها و همسر نشاط خاصی به آدم دست می‌دهد.

 

آشپزی در زندگی آدم‌ها مسئله مهمی است. من خیلی از زوج‌های جوان را دیده‌ام که آقا از آنکه همسرش آشپز خوبی نیست. در حالی‌که مادرش آشپز خوبی بوده، اظهار ناراحتی می‌کند ولی چون همسرش را خیلی دوست دارد چیزی نمی‌گوید.

 

ـ محمود پاک‌نیت: به نظر من آشپزی عشق می‌خواهد یعنی آدم باید عاشق پختن باشد و آشپزی را دوست داشته باشد، وگرنه غذاهایی که می‌پزد مزه خوبی نخواهد داشت. ولی زمانی که آشپزی را دوست دارد، همه چیز آن دقیق است و چون آن غذا با عشق و علاقه طبخ شده، موردپسند کسانی که غذا را می‌خورند نیز خواهد بود.

 

• به نظر شما آشپزی کاری زنانه است یا مردانه؟

ـ (هر دو پاسخ می‌دهند): آشپزی هم می‌تواند زنانه باشد و هم مردانه. آشپزی زنانه یا مردانه ندارد.

 

• پس چرا بیشتر خانم‌ها در منزل آشپزی می‌کنند؟

ـ محمود پاک‌نیت: برای اینکه خانم‌ها بیشتر در خانه هستند. مردی که علاقه‌مند به آشپزی است و داخل خانه نیز هست ممکن است آشپزی کند.

ـ مهوش صبرکن: به نظر من بهتربن آشپزهای دنیا مردان هستند.

حتما بخوانید :   عکس های شخصی آناهیتا افشار + بیوگرافی آناهیتا افشار

 

• چرا؟

ـ مهوش صبرکن: این یک امر خدادادی است که کار آقایان بهتر باشد. من کار برش‌کارهای مرد را بیشتر می‌پسندم یا جراح مرد را بیشتر قبول دارم.

 

ـ محمود پاک‌نیت: هم آشپزهای‌ خوب ما آقایان هستند، هم خیاط‌های خوب ما آقایان هستند، هم آرایشگران خوب ما آقایان هستند. یعنی آقایان به خاطر آنکه در زمان کار دغدغه دیگری ندارند با دقت بیشتری کار می‌کنند.

 

اما خانم‌ها قسمتی از حواسشان به بچه‌هایشان است، قسمتی دیگر به همسر و زندگیشان! پس نمی‌توانند بر روی کار به‌طور کامل تمرکز کنند. این مسئله ثابت شده است، من در چند کتاب خوانده‌ام که علت موفقیت بیشتر مردان در کارها آن است که در زمان کار به زن، بچه یا هیچ چیز دیگری فکر نمی‌کند.

 

• حتماً شما هم شنیده‌اید که می‌گویند «شکم حرف اول را می‌زند» نظرتان راجع به این جمله چیست؟ قبول دارید؟

ـ مهوش صبرکن: شکم در مورد آقایان حرف اول را می‌زند ولی هنر آشپزی مکمل زندگی است.

 

ـ محمود پاک‌نیت: نه، من قبول ندارم، اصلاً شکم مسئله‌ای نیست. من غذا بسیار کم می‌خورم اما از اینکه غذا درست کنم لذت می‌برم، زمان‌هایی که در خانه باشم مطمئناً خانمم به آشپزخانه نخواهد آمد.

 

• پس چرا اغلب به عروس‌ها گفته می‌شود، «اگر می‌خواهی دل شوهرت را به‌دست بیاوری از راه شکم وارد شو»؟!

ـ محمود پاک‌نیت: این یک غلط مصطلح است. من نمی‌دانم چه کسی این حرف را زده است. من تا به‌حال این جمله را نشنیده‌ام. ولی من معقتد هستم که زندگی از چند مرحله تشکیل‌شده خوردن، پوشیدن، لذت بردن از مسایل زندگی و خیلی چیزهای دیگر. خوردن یکی از مراحل آن است.

 

شما هم از خوردن یک غذای خوشمزه یا شیرینی خوشمزه لذت می‌برید، ولی این دلیل بر پرخور بودن شما نیست. شاید از یک شیرینی کم بخورید ولی از آن لذت ببرید. حتی می‌توان از نوشیدن یک فنجان چایی که خوب دم شده است لذت برد، مهم رضایت‌ شخص است از کاری که شما انجام داده‌اید.

 

ـ مهوش صبرکن: ولی من نظر دیگری دارم. خانم خانه وقتی شکم آقا را سیر می‌کند آرامش در خانه برقرار می‌شود. آشپزی کامل‌کننده زندگی است و آقایان شکمو هستند و بعضی از خانم‌ها هم شکموتر از آقایان هستند. بنابراین خورد و خوراک در زندگی حرف اول را می‌زند. ما از صبح سرکار می‌رویم تا عصر از مغازه خرید کنیم و بعد خریدها را طبخ کنیم.

 

من وقتی می‌بینم پسر بزرگم که خانمش دانشجو و کوچک بود در کنار ما کلی چیز یاد گرفت لذت می‌برم. شوهر من از ماهرترین آشپزهاست و خودم هم همین‌طور. ما مکمل هم بودیم و هستیم. زمانی که من ازدواج کردم هیچ چیزی بلد نبودم ولی با تلاش و یادگیری خیلی کامل شدم به‌طوری که وقتی دوستان و آشنایان از آشپزی و خانه‌داری من تعریف می‌کنند خجالت می‌کشم.

 

• آقای پاک‌نیت درست است که شما از ماهرترین آشپزها هستید؟

ـ من هر غذایی را که بپرسید بلدم درست کنم. به‌طور کلی من آشپزی را به خانمم یاد دادم. زمانی که ازدواج کردیم خانمم آشپزی بلد نبود. همان‌طور که گفتم از اینکه غذا را درست کنم لذت می‌برم، وقتی در خانه هستم خانمم را به آشپزخانه راه نمی‌دهم.

 

• جدیداً مد شده است که می‌گویند «آشپزی روشنفکرانه»! به نظر شما این حرف چه مفهومی دارد؟

ـ مهوش صبرکن: نمی‌دانم. چون من در یک خانواده سنتی بزرگ شدم و الآن هم در یک خانواده سنتی زندگی می‌کنم بنابراین سعی در حفظ سنت‌ها دارم. برای مثال اگر قرار باشد در خانه پیتزا درست کنیم کاملاً سنتی و با هنر خودم عمل می‌کنم، ولی تا به‌حال آشپزی روشنفکرانه را نشنیده‌ام. شاید غذای قاطی پاتی یا دانشجویی باشد.

 

ـ محمود پاک‌نیت: آشپزی روشنفکرانه را من الآن و برای اولین بار شنیدم، شاید منظور آشپزی مدرن است که خیلی داخل آشپزخانه‌ نروند و هر چه دم دست بود مخلوط کنند و بخورند. چون روشنفکرها اغلب در حال مطالعه هستند وفرصت طبخ ندارند. این اصطلاح ساخته شده است!

 

• دستیابی به تعاملات فرهنگی امری است که در این دوران مورد توجه ویژه قرار دارد آیا این کار با غذا امکان‌پذیر است؟

ـ محمود پاک‌نیت: صد‌درصد. چون هر غذا در هر شهرستان، روستا، یا هر استان یا کشور به فرهنگ آن کشور بستگی دارد. به‌عنوان مثال در شیراز غذاهایی هست که در تهران طبخ نمی‌شود مثل کلم‌پلو که ممکن هست در تهران هم باشد ولی سبزیجاتی که در شیراز از آن استفاده می‌کنند در تهران استفاده نمی‌شود.

 

بنابراین این کلم‌پلو تهرانی‌ها مزه کلم‌پلو شیرازی‌ها را ندارد. حتی عرقییاتی که در شیراز هست، در تهران نیست و اگر باشد از جاهای مختلف می‌آورند. مثل بهار نارنج، نسترن، گلاب، بیدمشک که از جاهای مختلف مثل شیراز یا کاشان به تهران می‌آید.

 

ـ مهوش صبرکن: غذا حرف اول را می‌زند، فرهنگی که با خواندن یک کتاب یا دیدن یک فیلم بالا می‌رود مطمئناً با شکم گرسنه بالا نمی‌رود.

• زمانی که کلمه «آشپز» را می‌شنوید چه مشخصاتی در ذهنتان نقش می‌بندد؟ با چه فیزیولوژی ظاهری؟

ـ مهوش صبرکن: آدمی که هنرمند است.

ـ محمود پاک‌نیت: اجازه بدهید من کامل‌تر بگویم. بعضی از آشپزها چاق هستند، زیرا هنگام طبخ غذا مرتب می‌چشند و در آخر هم با دوستان غذا می‌خورند بنابراین چاق می‌شوند. برعکس، آشپز لاغر هم داریم. پس لاغر بودن یا چاق بودن برای آشپزها ملاک نیست و یا اینکه آشپز باید چهره خاصی داشته باشد. آشپزی کاری است سلیقه‌ای.

 

وقتی کسی شروع می‌کند به آشپزی، یک عشق و علاقه‌ای را در خود احساس می‌کند نسبت به کاری که انجام می‌دهد و هنگامی که خورنده آن غذا از غذای پخته‌شده لذت می‌برد، آشپز نیز لذت می‌برد.

 

درست مثل زمانی که کار یک بازیگر تمام‌شده و برنامه در حال پخش یا تئاتر در حال اجرا است، اگر تماشاگر لذت ببرد بازیگر نیز از آن کار لذت می‌برد و این برمی‌گردد به کسانی که عاشق کارشان هستند. به نظر من کسانی که کارشان را با عشق انجام می‌دهند فرق نمی‌کند که آشپز باشند یا هر کس دیگر، قطعاً بر جامعه تأثیرگذار خواهند بود.

 

• چاشنی یعنی چه؟

ـ مهوش صبرکن: ادویه‌جات! من به چاشنی خیلی معتقد هستم و بیش از حد از آن استفاده می‌کنم. برای مثال بر روی گوشت پتیزا جوز هندی را رنده می‌کنم یا گوجه پیتزا را با کره سرخ می‌کنم. اگر غذا بدون چاشنی باشد خوردن آن خیلی سخت است. ما اگر ترشی سر میز غذا نباشد نمی‌توانیم غذا بخوریم.

 

ـ محمود پاک‌نیت: چاشنی مز‌ه‌هایی است که به غذاها می‌زنند. چاشنی می‌تواند ترشی یا ادویه خاصی باشد مثل ادویه کاری یا ادویه‌ای که ما در شیراز مصرف می‌کنیم و در آن انواع و اقسام ادویه‌ها مخلوط‌شده و ادویه خاصی را تشکیل می‌دهد که از آن در غذاهایی مثل لوبیاپلو، باقالی‌پلو یا آبگوشت استفاده می‌شود.

 

• وقتی سر صحنه هستید چقدر به غذا اهمیت می‌دهید؟ آیا نوع غذا برایتان مهم هست؟

ـ مهوش صبرکن: برایمان خیلی سخت است. مخصوصاً وقتی جوان‌تر بودیم برایمان سخت‌تر بود ولی الآن خیلی به غذا اهمیت نمی‌دهم و معمولاً دو یا سه قاشق پلو با گوشت‌های خورش می‌خورم و خودم را سیر می‌کنم. من وقتی سر پروژه‌های بزرگ می‌روم هر روز شیشه ترشی، فلفل سیاه و حتی گردو برای صبحانه را با خودم می‌برم.

 

ـ محمود پاک‌نیت: البته برایم مهم هست، ولی چون سر صحنه همه یک نوع غذا می‌خورند بنابراین ایرادی نمی‌گیرم.

 

• اصولاً در زمینه غذا ایرادگیر هستید یا نه؟

ـ سر صحنه که نه! در خانه هم ایراد نمی‌گیرم ولی راهنمایی می‌کنم.

 

• تصور کنید در یک جزیره باشید و یک‌سال فقط با چهار غذا بمانید. چه غذاهایی را انتخاب می‌کنید؟

ـ محمود پاک‌نیت: بیشتر سعی‌ می‌کنم غذای دریایی بخورم.

 

ـ مهوش صبرکن: من همه چیز دوست دارم بنابراین چیز خاصی در نظرم نیست. استانبولی‌پلو یا به گفته تهرانی‌ها لوبیاپلو با زعفران، خورش‌های پرگوشت ، قورمه‌سبزی به متد خودمان و کله‌پاچه‌ای که پاک‌نیت درست می‌کند را خیلی دوست دارم.

 

• اگر قرار باشد مشخصه یک سفره ایرانی را بازگو کنید چه خواهید گفت؟

ـ مهوش صبرکن: من به تزئینات سفره اهمیت نمی‌دهم. به این اهمیت می‌دهم که غذا خوشمزه باشد و خوشمزگی ربطی به خوشگلی و ظرف و ظروف ندارد. من فقط به اصل غذا اهمیت می‌دهم. سفره ایرانی یعنی خوشمزه بودن غذا و معطر بودن آن.

 

ـ محمود پاک‌نیت: به نظر من سفره‌ای که داخل آن غذاهای ایرانی باشد. معمولاً بین غذاهای ایرانی حتماً پلو یا مدل‌های مختلف مرغ، خورش بادنجان، قیمه یا خورش قورمه‌سبزی، ماهی شکم‌پر دیده می‌شود و با سفره‌هایی که در کشورهای مختلف هست خیلی فرق می‌کند. آنها بیشتر غذاهای گوشتی (گوشت گوساله) مصرف می‌کنند ولی ما فقط در تهران می‌بینیم که مردم بیشتر گوشت گوساله مصرف می‌کنند و در شهرستان‌ها هم بیشتر از گوشت‌های گوسفندی استفاده می‌شود. در هر شهر یا استانی نوع سفره‌های ایرانی فرق می‌کند. مثلاً در شمال مرغ ترش، باقالی قاتوق و میرزا قاسمی درست می‌کنند که غذاهای سفره‌های شمال هستند و…

 

• بازگردیم به ایام نوروز !، ترجیح می‌دهید بیشتر میهمانی‌ بروید یا میهمان به منزلتان بیاید؟

ـ مهوش صبرکن: فرقی نمی‌کند. مهم با هم بودن است. مهم این است که دور هم باشیم و این ایام به خوشی بگذرد.

 

ـ محمود پاک‌نیت: چه میهمان بیاید و چه میهمانی برویم هر دو باعث شادابی است.

 

• معمولاً مردم هنگام تحویل سال فال حافظ می‌گیرند. از آنجائی‌که حافظ همشهری شماست، ارتباطتان با او چگونه است؟

ـ مهوش صبرکن: من هم مثل سایر مردم هستم و ارتباط خاص‌تری ندارم، ولی چون شیرازی بودم، از زمان بچگی با میهمانان و یا از آن بعد به دلایل کاری برای فیلم‌برداری بیشتر از مردم عادی به حافظیه می‌رفتم. به‌طور کلی هر کسی که وارد حافظیه یا سعدیه می‌شود حال و هوای خاصی را حس می‌کند مخصوصاً در فصل اردیبهشت.

 

ـ محمود پاک‌نیت: حافظ یکی از شعرای به نام شیراز و جهان است، معمولاً ما هم در موقع سال تحویل فال حافظ می‌گیریم و آنرا تفسیر می‌کنیم.

...
نویسنده : بازدید : 24 تاريخ : جمعه 25 خرداد 1397 ساعت: 8:08